علیرضا آزمندیان خالق موسسه پدیده فکر

در آمریکا همزمان با تحصیل در رشته مهندسی صنایع با پدیده تکنولوژی فکر آشنا شد با وجود اینکه در آنجا زندگی مرفه و خوبی داشت اما تصمیم گرفت به ایران برگردد و آنچه را که در این روش آموخته بود به مردم عزیز کشورش بیاموزاند.

در آمریکا همزمان با تحصیل در رشته مهندسی صنایع با پدیده تکنولوژی فکر آشنا شد با وجود اینکه در آنجا زندگی مرفه و خوبی داشت اما تصمیم گرفت به ایران برگردد و آنچه را که در این روش آموخته بود به مردم عزیز کشورش بیاموزاند. در ادامه با شركت پگاه سيستم همراه باشيد.

پس از آمدن به ايران موسسه پدیده فکر  را تأسيس كرد. در این سیستم علمی و تکنولوژیکی با استفاده از پروگرام کردن ضمیر ناخودآگاه، شما می‌توانید نظام باورها و شخصیت خود را از نو بسازید و با استفاده از سیستم مدیریت روحیه از طریق ضمیر ناخودآگاه به دنیایی از آرامش و نشاط برسید و از این رهگذر به خلق اندیشه‌های هدفمند و امیدبخش بپردازید و از زندگی خود یک شاهکار بسازید. دکتر علیرضا آزمندیان در سال 1332 در یک خانواده مذهبی در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس اسلامی و از جمله دبیرستان علوی تهران طی کرد و در رشتۀ ریاضی به عنوان یکی از دانش آموزان نمونه از دبیرستان علوی تهران فارغ التحصیل شد.

وی تحصیلات دانشگاهی را در مقطع لیسانس در دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی مکانیک طی کرد و همزمان با آغاز پیروزی انقلاب اسلامی در صدا و سیما به عنوان خبرنگار سیاسی و اقتصادی مشغول به کار شد.

وی با تهیه گزارش هایی از اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی کشور و سفر به تمام نقاط ایران و پاره ای از کشورهای جهان، شناخت خوبی نسبت به مسائل مردم به دست آورد و با حضور در جبهه های جنگ و تهیه گزارش های تلویزیونی از عملیات جنگی، دلاوریهای رزمندگان اسلام را در نبرد حق علیه باطل، به تصویر کشید.

وی پس از 6 سال کار پر تلاش و شبانه روزی در صدا و سیما در سال 1364 برای ادامه تحصیل به آمریکا سفر نمود و فوق لیسانس، دکترا و فوق دکتری را در رشته مهندسی صنایع و سیستم ها در دانشگاه کالیفرنیا ادامه داد و در عین حال در رشته تخصصی خود در دانشگاه های آن جا به تدریس پرداخت.

دکتر علیرضا آزمندیان ضمن 12 سال تحقیق و تدریس و در عین حال با مطالعات علمی پیرامون قدرت فکر به تبادل اطلاعات با دانشمندان این رشته پرداخت و ضمن شرکت در کنفرانس های علمی تکنولوژی فکر، سالها در راستای توسعه این پدیده بزرگ قرن، تحقیق و تدریس نمود و سرانجام برای انتقال دستاوردهای بی نظیر تکنولوژی فکر به هموطنان ایرانی خود، در سال 1376 به ایران مراجعت کرد.

دکتر علیرضا آزمندیان پس از سفر به بیش از 50 کشور جهان از جمله کشورهای آسیایی، آفریقایی، آمریکا و کانادا و مطالعه  مبانی ذهن، قدرت بیکران برنامه ریزی سیستم ضمیر ناخودآگاه انسان، امروز در خدمت مردم عزیز ایران است تا با استفاده از دستاوردهای علمی خود ضمن ایجاد تغییرات اساسی در نظام فکری شان به پالایش شخصیت آنان پرداخته و با ایجاد تحولی شگرف در آن ها، انسان های شاد و بشاش، هدفمند، با انگیزه، توانمند و مصمم با شخصیت و اعتماد به نفس کامل و با عشق و امید برای زندگی عالی و پر حاصل برای ایران اسلامی ما تربیت کند.

 

مصاحبه با آقای آزمندیان:

 

  • علت این که در آغاز صحبت های خود یکی از دو سوره عصر و فتح را می خوانید چیست؟

o تمام آیات قرآن زیبا هستند. اما این دو سوره خود گویای مطالب ارزنده و پرباری هستند. در سوره عصر این گونه می گوید اصولاً انسان ها در زیانکاری هستند مگر کسانی که ایمان می آورند و عمل صالح انجام می دهند ، لذا خیلی دوست دارم به خصوص اولین سخنرانی های خودم برای مردم را با این سوره شروع کنم که می گوید انسان ها در غفلت هستند مگر کسانی که ایمان می آورند و عمل صالح انجام می دهند ، لذا خیلی دوست دارم در تکنولوژی فکر کاری کنم که انسان ها از این غفلت رهایی پیدا کنند و بتوانند شاد و آگاهانه زندگی کنند.

کاری کنیم که انسان ها از وادی فقر، یاس و نا امیدی بیرون بیایند و به دنیایی از زیبایی، شادکامی و علم وارد شوند.

من فکر می کنم که شما صحبت را بسیار خوب شروع کردید و این خود مصداق یک انسان باهوش و آگاه است. به دلیل این که من می گویم دین یعنی آیین زندگی و یافتن راه صحیح و حرکت به سوی معنویت و موفقیت، عده ای فکر می کنند تا صحبت از دین می شود یاد آخرت، صراط و جهنم و شب قبر باید بیافتند در حالی که دین مربوط به این دنیاست.

دین یعنی اینکه چگونه زندگی کنیم و قرآن آمده است تا شیوه درست زندگی کردن را به ما بیاموزد. حتی بهشت و سرای آخرت هم از این دنیا می گذرد. انسان ها باید عالی زندگی کنند تا لیاقت زندگی کردن در بهشت را پیدا کنند. بهشت خدا را به انسانی می دهند که در این دنیا در بهشت زندگی کند. مردم باید بدانند که اگر کسی در این دنیا فقیرانه و بدبخت و افسرده و غمگین زندگی کند نباید فکر کند که عوضش در آن دنیا خدا جبران می کند.

جبرانی در کار نیست. بهشت زیبای خدا در آخرت از این دنیا می گذرد و خداوند خودش در قرآن فرموده است که نصیبت را از دنیا فراموش نکن. بنابراین شرط این که انسانی در این دنیا با قانون مندیهای جهان هستی آشنا شود و آن ها را اجرا کند. امیدوارم که شما این پیغام را به مردم بدهید. بهشت این دنیا از محیط خانه و خانواده می گذرد. یعنی انسانی که در خانواده اش فضیلت ایجاد کرد، در خانه اش دنیایی از زیبایی و عشق ایجاد کرد، چنین خانواده ای استحقاق رفتن به بهشت را دارد.

  • بر روی میز کارتان قاب کوچکی است که آیات پایانی سوره بقره که همان آیه الکرسی است قرار داده اید. این آیه ها تا چه میزان در زندگی راه گشا خواهند بود؟

o ما در جلسات تکنولوژی فکر دو سری کلاس داریم: یکی کلاس خود شکوفایی فکر و دیگری زندگی در محیط بیکران. در کلاس تکنولوژی فکر دوم که همان زندگی در محیط بیکران است ما چهار ملاقات داریم که تمامی این چهار ملاقات در این سوره وجود دارد و در حقیقت برگرفته از این آیات است. در جلسه اول با خود ملاقات می کنیم، در جلسه دیگری با کائنات خدا که محل زندگی ما هستند. در جلسه بعدی با زندگی و در جلسه آخر با خدا ملاقات می کنیم. مجموعه این جلسه آخر که ملاقات با خداست و تمام آیات آیه الکرسی هم خدا را توصیف می کند.

ما در این جلسات تصویر دیگری از خدا را در ذهن مردم می سازیم. متاسفانه بسیاری از مردم ما هر وقت صحبت از خدا می شود یک موجود منتقم و جبار در ذهن خود می بینند که منتظر هست تا آن ها را به داخل جهنم ببرد. در حالیکه خدا یک موجود زیبا، نیک خواه، محتشم و مهربانی است که عاشقانه انسان ها را دوست دارد و به دنبال بهانه ای می گردد که انسان را به بهشت خود ببرد اگر امروز جوان های ما تصویر درستی از خدا پیدا بکنند و مفاهیم این آیات زیبا را بدانند آن قدر با خدا عاشقانه راز و نیاز می کنند که هیچ گاه افسرده نمی شوند و همیشه بر این باورند که خداوندا چون تو هستی پس همه چیز هست. وقتی اعتقاد پیدا کنند که در همه سختی ها و گرفتاریها خداست که به داد انسان می رسد هیچ وقت فضایی از یاس و نا امیدی به خانواده غالب نخواهد شد. چون تمام اعضای خانواده در دنیایی از امید و تکیه کردن بر آغوش گرم خدا می توانند زیبا زندگی کنند.

  • تفاوت انسان های غافل و هوشیار در چیست؟

انسان ها دو دسته هستند. مردمی که معمولاً تنهایند، غافلند، افسرده اند، غمگینند را انسان های غافل می نامیم و عده دیگری که توانمندند، موفقند، خوشبختند، ثروتمندند، سالمند، عارفند، عاشقند و مومن هستند و دست به هر کای می زنند موفق می شوند را انسان های هوشیار می نامیم. نه به خاطر این که دسته اول انسان های بدشانسی هستند و دسته دوم خوش شانس هستند.

کاملاً این حرف غلط است به خاطر این که شانس اصلاً وجود ندارد. همه چیز در جهان هستی قانونمند و علمی است و اصلاً پدیده ای به نام شانس و اتفاق وجود خارجی ندارد. انسان هایی که موفقند قانون مندیها را اجرا می کنند و انسان هایی که غافلند از قانون مندیها غافل هستند. لذا نکته مهمی که می خواهم عرض کنم این است که مردمان ایران ما باید بدانند که همه چیز در این دنیا قانون مند است. یعنی کسب ثروت قانون دارد. رسیدن به معنویت قانون دارد. رسیدن به آرامش در وجود انسان قانون دارد. این که خانواده ای را از فضایی از جهل و اضطراب و خستگی و دعوا و جنگ تبدیل به خانواده ای از فضیلت و کرامت و مهربانی و عشق و ثروت و زیبایی کنیم قانون دارد. علت این که دسته اول را غافل نامیدم به این خاطر است که این ها از قانون مندیها غافلند.

تا کی به انتظار قیامت توان نشست.برخیز تا هزار قیامت به پا کنیم .

انسان ها باید بلند شوند. اولین چیزی که باید یاد بگیرند این است که چگونه قانون مندیها را باید فراگرفت؟ چگونه می توان در کنکور قبول شد؟ چگونه می توان ثروتمند شد؟ چگونه می توان در این ارض واسعه خدا، فرصت ها را به ثروت ها تبدیل نمود؟ چگونه می توان مدرک دکترا گرفت؟

این ها همه قانون دارد. بنابراین آن هایی که قانون مندیها را اجرا می کنند به دنیایی از موفقیت ها می رسند و آن هایی که غافلند هیچ کار مثبت و مفیدی در جهت رودخانه هستی انجام نمی دهند. همیشه در خلاف رودخانه شنا می کنند، خلاف مسیر پارو می زنند، خودشان را خسته می کنند. اگر ما انسان ها پی به فضیلت خود ببریم و فضیلت خود را در این رسالت ببینیم که باید قانون مندیها را پذیرفت، آن وقت به دنیایی از موفقیت ها دست می یابیم. تمام کشورها و انسان ها که امروز در دنیا موفقند قانونمندیها را اجرا می کنند که در ورزش می درخشند، در علم می درخشند، در تکنولوژی می درخشند و در تقوا و معنویت می درخشند.

لذا من دوست دارم که شما به تمام مخاطبین خود بگویید همه چیز در این جهان قانون مند است. ما شانس و اتفاق در این دنیا نداریم. خوش به حالش نداریم. باید بگوییم خوش به حال خودم 5 سال دیگر قانون مندیها را اجرا می کنم. و به دنیایی از موفقیت ها می رسم. این قدر خودمان را با کشورهای دیگر مقایسه نکنیم. من معتقدم انسان ها قدرتی دارند بیکران و بی نهایت، اما این که چقدر بتوانند از این قدرت استفاده کنند به اندیشه و باورهایشان بستگی دارد.

دو چیز یک انسان را زجر می دهد. یکی این که نداند، دوم این که غافل باشد.

 انسان ها اولاً باید بدانند. در قرآن هم می گوید آیا دانایان با نادانان مساوی هستند؟ قطعاً این گونه نیست. پس اول باید بدانی. دوم باید اجرا کنی. غافل نباید باشید، باید هوشیار باشید. چون یک انسان دانا هم ممکن است غافل باشد. می داند ولی عمل نمی کند.

به عمل کار برآید به سخندانی نیست

لذا انسان ها باید دو اتفاق در زندگی شان صورت بپذیرد تا به فضیلت یک خانواده برسند. اتفاق اول این است که انسان ها باید بخواهند تا بشود و بعد بروند تا برسند. یعنی یک تحول شخصی باید صورت بگیرد ولی آیا اگر تغییر کرده ای کافی است؟ نه حالا باید بهای خلق هدف هایی که اندیشیده ای را بپردازی. لذا باید بروی تا به موفقیت برسی. انسان های موفق دو ویژگی دارند. باید در دنیایی از خودآگاهی نه غفلت بخواهند، یاد بگیرند، آموزش ببینند، متحول بشوند، باور کنند، به اعتماد به نفس برسند تا به دنیایی از خودباوری برسند. باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

 

  • آیا به تمام انسان های لایق، ارزش می دهند؟

نه، انسان های لایق باید تلاش کنند، معاشقه کنند. دلبری کنند تا به جانان برسند. فضیلت و کمال مقوله درونی است نه یک مقوله بیرونی. انسان ها باید در دنیایی درونشان به فضیلت برسند و به شایستگی و کمال برسند. حال باید در دنیای بیرون تلاش کنند تا برسند.

 

  • تفاوت فقر و ثروت در معنای کلی کلمه چیست؟

o هر دستاوردی در دنیای انسان ثروت است. پول، سلامتی، آرامش، تقوا، کمال و علم ثروتند، نداشتن هر کدام از این ها را فقر می گویند، پس فقر هم در معنای کلی فقر مالی نیست، فقر فرهنگی، احساسی، تقوا همه این ها فقر هستند و انسانی که هر کدام از این ها را ندارد فقیر است.

فقر در دنیای یک انسان فقیر حاصل اندیشه های فقیرانه اوست. فقیرانه می اندیشد.نشسته می گوید: نمی شه، وضع خرابه. من نمی توانم، هزار و یک دلیل می آورد برای پذیرش شکست و یک دلیل نمی آورد برای رسیدن به موفقیت، متاسفانه در کارگاه ذهنش فکر هرز درست می کند. تمام فعل هایش منفی است و برعکس یک انسان ثروتمند اندیشه های ثروتمندانه دارد. در باغچه ذهنش گل های زیبای زندگی می روید. می گوید این را می خواهم بدست می آورم. مدرک خود را می گیرم. این مغازه را تاسیس می کنم. این قانون است که انسان ها هر فردایی را ببینند آن را بدست می آورند و خلقش می کنند. یک انسان زیبا اندیش می تواند این فردای زیبا را ببیند.

فقر و ثروت هم به عنوان مظاهر غم و شادی پدیده های درونی است نه بیرونی. ثروت را باید در گنج درون خود جستجو کنید. انسان های فقیر از درون تنها و خالی اند. در کوزه درونشان هیچ چیز نیست. پر از نا امیدی، پژمردگی و یاس است و هر وقت که بخواهند فکر کنند از کوزه درونشان چه چیزی بیرون می آید؟ معلوم است از کوزه درونشان چه چیزی بیرون می آید؟ معلوم است از کوزه همان تراود که در اوست. ولی یک انسان ثروتمند در کوزه درونش باورهای قشنگ، اعتماد به نفس، شخصیت دلپذیر و جذاب است. پس فقر و ثروت در دنیای یک انسان یک مقوله درونی است نه یک مقوله بیرونی.

 

  • علت پخش موسیقی در حین صحبت هایتان چیست؟

o موسیقی شاهکار خداوند است. بلبلی که می خواند صدای امواج قشنگ دریا، قاری که قرآن تلاوت می کند، صدای مرحوم موذن زاده اردبیلی که اذان می گوید این ها یک موسیقی را در جهان هستی می نوازند. اما متاسفانه در ادبیات ما موسیقی متمایل با حزن و اندوه و فراغ است که من اصلاً دوست ندارم. این که ما شعرهایی را انتخاب می کنیم که کلامش امید بخش برای جوانان است. چون جوانان ما امروز از فراغ و یاس بیزار هستند و به دنبال امید هستند.

  • شما همان چیزی می شوید که در طول زندگی بیشتر به آن فکر کرده اید تا چه اندازه با این جمله موافق هستید؟

o این یک قانون است و کاملاً صحیح است. انسان ها هر چیزی را که محور توجه خود قرار بدهند همان چیز در زندگی شان بسط و گسترش می یابد. به عبارت دیگر فضایی که بر اندیشه های شما حاکم است همان فضا بر زندگی شما حاکم است. یعنی اگر یک انسانی است که واقعاً اندیشه های قشنگی دارد همه کارها برایش درست می شود. به خاطر این که تمام کائنات خدا به اندیشه های من و تو عکس العمل نشان می دهند. واقعاً در دنیای یک انسان فاصله داشتن و نداشتن تنها یک خواستن است.

  • انسان ها چگونه می توانند پی به ارزش های خود ببرند؟

o اولین توصیه ای که به انسان ها می کنم این است که شما هر گونه که هستید باید خود را بپذیرید و عظمت باید در نگاه شما باشد نه در آن چیزی که می بینید. بنابراین باید بدانید همه جور انسانی هست. خوب، بد، زشت، زیبا. همه این ها پدیده های نسبی است.

داستان زیبایی و زشتی اصلاً وجود خارجی ندارد. این نگاه ماست که بعضی پدیده ها را زیبا و بعضی را زشت می بینیم. حالا می رسیم به این که خود را چگونه ببینیم. چاقی، لاغری، کم مویی، پرمویی، قد کوتاهی داری یا قد بلندی داری، بینی بزرگی داری یا برعکس باید خود را همان گونه که هستید بپذیرید. البته این بدان معنی نیست که به لیاقتها فکر نکنی. خداوند چیز زشتی نمی آفریند. این نگاه ما انسان هاست. بعضی مواقع انسانی را می بینید که زیبا هم نیست اما چقدر جذاب است. چقدر دوست داری نگاهش کنی و با او حرف بزنی. می گویند صورت انسان آینه تمام نمای شخصیت و دل انسان است. بنابراین، این نگاه غلط ما انسان ها است که خود را زشت می پنداریم. وقتی شما خود را زیبا می بینید یقین داشته باشید که دیگران هم شما را زیبا می بینند.

 

منبع:مسیر ایرانی

درخواست مشاوره و راهنمایی

Please type your full name.
ثبت شماره تماس الزامی است
Invalid email address.
Please type your full name.
Please type your full name.
Invalid Input
کد امنیتی لطفا کد درست را وارد نمایید

همکاری با پگاه سیستم

پگاه سیستم - نمایندگی فروش