تب دیجیتال مارکتینگ!

در سال های اخیر و به ویژه در یک سال گذشته و با رشد و گسترش چشمگیر شبکه های اجتماعی و برنامه های کاربردی، هر روزه بر اهمیت و جایگاه دیجیتال مارکتینگ تاکید بیشتری می شود.

در سال های اخیر و به ویژه در یک سال گذشته و با رشد و گسترش چشمگیر شبکه های اجتماعی و برنامه های کاربردی، هر روزه بر اهمیت و جایگاه دیجیتال مارکتینگ تاکید بیشتری می شود. مطالب و مقالات بسیار زیادی در این باره در رسانه های مختلف منتشر شده و گویی یک دعوت همگانی به سمت استفاده از روش ها و ابزار دیجیتال مارکتینگ در حال انجام است.

اینکه دیجیتال مارکتینگ چیست و نقش و اثر آن در فضای کسب و کار (و در همه گروه ها و نهادهای اجتماعی که نیاز به ارتباطات و تبلیغات دارند) تا چه حد مهم و بالاست، موضوع بحث ما نیست. در این نوشته از منظری دیگر به تب و تاب داغ و همه گیر این مفهوم و پدیده و فرصت ها و تهدیدهای پیش روی این روند رو به رشد پرداخته ایم.

این روزها کافی است واژه دیجیتال مارکتینگ را به فارسی در گوگل جست وجو کنیم تا با خیل افراد و شرکت های مختلف روبه رو شویم که مدعی ارائه این خدمات به کسب و کارها و برندها هستند. تقریبا نمی شود این شرکت ها و افراد متخصص و مدعی را شمرد و خود این اتفاق، شاهدی بر این ادعاست که دیجیتال مارکتینگ بسیار اهمیت پیدا کرده و متولیان بی شماری هم دارد.

اما به راستی چه کسانی صلاحیت و تخصص ارائه خدمات این نوع از اقدامات بازاریابی را دارند؟

پیش از پاسخ به این سوال، باید ببینیم دیجیتال مارکتینگ در کجای برنامه ها و ابزار بازاریابی یک شرکت قرار می گیرد؟

ارتباطات بازاریابی یکپارچه (IMC) تعریف و اطلاق صحیح تری به همان P چهارم (Promotion) در آمیخته بازاریابی (Marketing Mix) است و پیش از رشد ابزارهای دیجیتال و آنلاین امروزی، از ابزار و روش های مرسوم گذشته از قبیل رادیو و تلویزیون، بیلبوردها، روزنامه ها و مجلات، اقلام تبلیغاتی چاپی، روابط عمومی، بازاریابی مستقیم، فروش شخصی و... در فضای آفلاین برای اجرای برنامه های بازاریابی و تبلیغاتی استفاده می شده است.

با گسترش اینترنت و گوشی های موبایل هوشمند و ابزارهایی مثل وب سایت و شبکه های اجتماعی مجازی و برنامه های کاربردی، بازاریابی محصولات و کالاها (و به طور کلی ارتباطات) به فضای مجازی نیز کشیده شد. بنابراین دیجیتال مارکتینگ در تمامی قالب ها و روش های گوناگون و متنوع خود، زیرمجموعه ای از ارتباطات یکپارچه بازاریابی محسوب می شود و در واقع تمامی فعالیت ها و اقدامات ابزارها و روش های آفلاین، در فرم ها و محتواهای متناسب با ابزار و فضای آنلاین قابل بازتعریف و اجرا هستند.

از این نظر، قطعا نخستین تخصص مورد نیاز در دیجیتال مارکتینگ (همان طور که در خود واژه هم هست) و به نوعی متولی اصلی آن، متخصصان بازاریابی هستند، اما آنچه در عمل و در آغاز ظهور ابزار و روش های دیجیتال مارکتینگ – به ویژه در کشور ما – اتفاق افتاد این بود که در سال های گذشته افراد با تخصص IT و دیجیتال وارد این عرصه شدند و هنوز هم مهم ترین افراد فعال در این حوزه هستند.

از سوی دیگر، بازاریابان و متخصصان بازاریابی و تبلیغات در ابتدا به دلیل نداشتن تخصص و دانش در زمینه دیجیتال، از این جریان بازماندند بنابراین فضا برای عرض اندام متخصصان دیجیتال بیشتر بود.

پس از مدتی و در یکی دو سال گذشته، اهمیت وجود تخصص مارکتینگ به معنی اعم خود – شامل استراتژی های بازاریابی، شناخت محصول و مزایا و ارزش های پیشنهادی آن، شناخت مخاطب، تحلیل بازار و رقبا، تعیین اهداف، دانش ارتباطات و تبلیغات، خلاقیت هنری، علم و توانایی تولید و اجرای آثار تبلیغاتی اثربخش و مواردی از این دست – بیش از پیش احساس شده و با همراه شدن بازاریابان با این روند تکنولوژی و همه گیر شدن ابزار و فضاهای مجازی، کم کم نشانه های حضور اندیشه های مارکتینگی در اقدامات دیجیتال مارکتینگ شرکت ها بروز پیدا کرده است.

تا اینجای کار و چنانچه از خود واژه هم مشخص است، افراد و گروه هایی صلاحیت و تخصص ارائه خدمات دیجیتال مارکتینگ را دارند که به صورت توامان (فردی یا به صورت تیمی) دارای هر دو تخصص «دیجیتال» و «مارکتینگ» باشند، اما جالب اینجاست که باوجود بدیهی بودن این موضوع، بسیاری از فعالان و متخصصان دیجیتال و بدتر از آن برنامه نویسان و توسعه دهندگان وب سایت ها و سئوکارها و امثالهم، عملا مجریان این خدمات بوده و هستند و تخصص بازاریابی در این میان حلقه مفقوده بوده است.

آنچه مسلم است این است که مفاهیم پایه ای و اصولی بازاریابی در هر زمانی و با وجود هر نوع تکنولوژی تفاوتی نمی کند و این شیوه ها و برنامه ها و ابزارها هستند که همیشه تغییر کرده و خواهند کرد و بنابراین دیجیتال مارکتینگ بدون مارکتینگ با مفاهیم پایه ای آن شاید در دوره ای کوتاه و به خاطر جذابیت های ظهور تکنولوژی های ارتباطی جدید، اثرات مثبتی هم در اهداف بازاریابی و تبلیغات شرکت ها داشته، اما در بلندمدت فقط یک سری اقدامات بی هدف و بدون ریشه خواهد ماند.

اما پایه سوم و رکن اصلی دیگر در دیجیتال مارکتینگ، تخصص «تولید محتوا و شناخت رسانه و مخاطب آن» است. دیجیتال مارکتینگ با «بازاریابی محتوایی» پیوندی ریشه ای دارد. بازاریابی محتوایی بدون ابزار و روش های آنلاین، به صورت سنتی در ایجاد هویتی دوست داشتنی، قابل اعتماد، حرفه ای و کاربلد از یک برند یا کسب و کار از گذشته تا به حال و به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه انجام می شده و می شود.

با ابزارهای آنلاین – از وبلاگ و سایت گرفته تا برنامه های کاربردی و شبکه های اجتماعی مجازی – بازاریابی محتوایی با سرعت، گستردگی، قابلیت ردیابی و اثربخشی بسیار بالاتری انجام می شود و مغز و جوهره اساسی این امر، تولید محتواهایی با ویژگی هایی همچون کاربردی بودن، هویت ساز، مرتبط، به روز و خلاقانه است.

شناخت و تولید محتوا به دلیل وجوه سه گانه آن (فرم، معنا و رسانه انتقالی آن) و با توجه به ضرورت های محیطی (مخاطب، رقبا، بازار و روندهای جامعه) و همچنین استراتژی های هویتی و ارتباطی برند، امری مهم و پیچیده است و علاوه بر وجود اسناد بالادستی و استراتژیک برند و کسب و کار و همچنین تخصص های «دیجیتــال» و «مارکتینــگ» به تخصصی مهم و چندوجهی نیاز دارد که گروه ها و افراد مختلفی با تخصص های چندگانه روابط عمومی، خبرنگاری و روزنامه نگاری، رسانه شناسی، نویسندگان متون تبلیغاتی و... باید آن را تکمیل کنند.

 «فرم» در محتوا ممکن است به صورت خبر، گزارش، مصاحبه، مقاله، تصویر و عکس، صوت، ویدئو، موشن گرافی، اینفوگرافی و ترکیبی از آنها باشد. «معنا و محتوا» در محتوا نیز جالب توجه است. اینکه مفاهیم در این محتواها خبری، آموزشی، انگیزشی، سرگرم کننده، طنز، دراماتیک، هیجان آور، مستقیم یا غیرمستقیم و گونه های دیگر باشد، به شدت به هویت و اهداف استراتژیک برند و برنامه های بازاریابی شرکت وابسته است و سومین وجه محتوا اینکه از چه «رسانه انتقالی» برای انتشار و ارسال پیام به مخاطب استفاده می شود.

ابزارهایی چون وب سایت، وبلاگ، شبکه های اجتماعی متعدد، ایمیل، برنامه های کاربردی و ارتباطی و امثال اینها هرکدام کارکردها و اثرات متفاوتی دارند و شناخت آنها و تولید محتوایی با فرم و معنای مختص آنها، جزو ضروریات پایه سوم تخصص دیجیتال مارکتینگ یعنی «شناخت محتوا و رسانه» است.

می بینیم که «دیجیتال مارکتینگ» با ابعاد و تخصص های گوناگون و چندوجهی در ارتباط است و شاید به همین دلیل است که در حال حاضر افراد با تخصص های گوناگون و حداقل از سه بخش «متخصصان IT و دیجیتال»، «افراد و شرکت های با تخصص بازاریابی و تبلیغات» و همین طور «روزنامه نگاران و متخصصان رسانه و روابط عمومی و نویسندگان متن و تولید کنندگان محتواهای گوناگون» پا به این عرصه گذاشته اند و تقریبا همه آنها هم ادعای باصلاحیت ترین متولیان دیجیتال مارکتینگ را دارند که البته هرکدام از منظر خودشان درست می گویند!

خلاصه کلام اینکه با علم و آگاهی بر اینکه «دیجیتال مارکتینگ» دارای سه پایه اصلی تخصصی «دیجیتال و تکنولوژی»، «مارکتینگ و تبلیغات» و «محتوا و رسانه» است که هرکدام از آنها نیز با تخصص ها و ابعاد گسترده ای تعریف و تبیین می شود، شکل گیری و ایجاد یک آژانس تخصصی دیجیتال مارکتینگ، بدون حضور هر سه بخش، قطعا همه ماجرا نخواهد بود و حتما پایه ضعیف تر لنگ خواهد زد.

دیجیتال مارکتینگ فرصت ها و تهدیدهای بسیاری را پیش روی تمامی کسانی که به نوعی با این سه بخش اصلی مرتبط هستند، قرار داده و حداقل استراتژی و تصمیم گیری صحیح برای راه اندازی و ارائه این نوع خدمات – به ویژه در سال های پیش رو – داشتن دو تخصص در سطح بالا و یک تخصص در سطح قابل قبول است. چه آنکه جمع آمدن همه این تخصص ها در یک فرد غیرممکن و در یک تیم بسیار سخت و زمان بر خواهد بود.

 

منبع: فرصت امروز

درخواست مشاوره و راهنمایی

Please type your full name.
ثبت شماره تماس الزامی است
Invalid email address.
Please type your full name.
Please type your full name.
Invalid Input
کد امنیتی لطفا کد درست را وارد نمایید

همکاری با پگاه سیستم

پگاه سیستم - نمایندگی فروش